:جستجو 
سه شنبه، ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
روستاهای جاده چالوس
· سپهسالار
· شهرستانک
· گشنادر
· همه جا
یک دهاتی دیگر

شما هم بخواهید
· شعر
· داستان کوتاه
· کاری از اردشیر رستمی
باغ لاله ها
گالری عکس
· جاده چالوس
· دیزین
· سد کرج
· باغ لاله ها
· مسابقه دوچرخه سواری
· یادواره
منوی اصلی
· خانه

· دانلودها
· سوالات پرسیده شده
· اخبار
· پیشنهادها و انتقادات
· جستجو
· مقالات
· لیست کاربران
· آمار مشاهدات
· عناوین
· لینک‌های وب
· لیست برگزیده
جستجو

بهار 1387

لینک های وب
· بانک کشاورزی
· تاکسی تلفنی
· دام ، کشت و صنعت
· Mobile Lovelyfoods
· Lovelyfoods
ورود کاربران




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید
نظرخواهی و نظر سنجی

آیا از فرآورده های محلی دهاتی در جاده چالوس استفاده کرده اید ؟

  • بله
  • خیر

[ نتایج | نظرخواهی ها ]

آرا: 13
نظرات: 524


تیر پرتابی
در تاریخ یكشنبه، ۲۹ شهریور ۱۳۸۸ توسط Admin

تیر پرتابی

به بال و پر مرو از ره که تیر پرتابی

هوا گرفت زمانی ولی به خاک نشست

حافظ شاعر عارف و از بردارنده قرآن در چهارده روایت است. در شعر او عشق و عرفان و اخلاق موج می زند گاهی هم رندانه سخنان طنزآمیز می گوید اما این ها همه زوایای شعر و شخصیت او را بیان نمی کند و تنها جمله ای که در مورد وی می توان گفت این است که وی : « حافظه ملت ما و بیان کننده ابعاد مختلف زندگی ماست » اما هدف ما بررسی شعر حافظ یا « حافظ شناسی » نیست بلکه می خواهیم در این مقاله مختصر به شرح بیت مطلع این گفتار بپردازیم که اگر چه در هفتصد سال پیش این سخن گفته شده اما طاوت و حلاوت آن به گونه ای است که مخاطب وی انسان های همه عصرهاست.

ابتدا مفردات اصلی آن را مشخص می کنیم :

1- بال و پر

2- از راه رفتن

3- تیر پرتابی

4- هوا گرفتن

5- به خاک نشستن

حال به توضیح موارد یاد شده می پردازیم.

الف) بال و پر : برگرفته از فرهنگ متداول عامه که به صورت « بال و پر دادن » هنوز رایج است و مراد از آن حمایت کردن ، نیرو دادن ، میدان دادن و تقویت کردن است.

اصولاً در مواردی به کار می رود که فرد فی نفسه از توان لازم در انجام امور برخوردار نیست یا شایستگی پذیرفتن مسئولیت و وظایف سنگین را نداشته و با فراهم شدن « شرایط خاص » به صحنه آمده و میدان داری می کند.

ب) از راه رفتن : ترکیبی است که به واسطه حرف اضافه « از » ساخته شده و محتمل دو مفهوم است و اصطلاحاً « ایهام » دارد. دو معنایی که کاملاً مخالف یکدیگرند ؛ معنی اول : حرکت در مسیر و راه و خارج نشدن از آن است.

معنی دوم کاملاً برعکس است یعنی از راه منحرف شدن ، طغیان و سرکشی کردن که در اینجا معنی دوم بیشتر مد نظر است.

ج) تیر پرتابی : تیر پرتاب شده ، در خصوص تیر یادمان باشد که به خودی خود قادر به حرمت نیست ، نیرویی آن را پرتاب می کند هر چه نیروی وارد شده بیشتر باشد ، مسافت بیشتری را طی می کند اما چون پرواز استعداد ذاتی وی نیست تا یک محدوده ای می پرد اما سرانجام قوسی نزولی را طی خواهد کرد و از حرکت باز خواهد ایستاد. گاهی نیز برای اینکه مسافت بیشتری را در خط مستقیم طی کند پرهایی که انتهای آن نصب می کردند و این همان پر و بال دادن است.

د) هوا گرفتن ( پرواز کردن ) : به معنای اوج پیدا کردن است و مجازا به معنای دست یابی به قدرت و موقعیت و امکانات است و به عبارت ساده تر عرض اندام ، ابراز توانمندی و میدان داری کردن و به اوج قدرت رسیدن است.

هـ) به خاک نشستن : به مفهوم فرود آمدن به زمین ، هبوط و سقوط و توسعاً به معنای ساقط شدن از قدرت ، از دست دادن توانایی است و اصولاً دارای مفهوم کنایی ادبار بخت نیز هست.

حال ببینیم از این مواد اولیه و تعابیر عامیانه چه تابلوی بسیار زیبایی را به تصویر کشیده که کلام زرین آن را باید در قاب وجود خویش حفظ و نگهداری کنیم و همیشه چشم به زیبایی خیره کننده آن بدوزیم :

حال ببینیم از این مواد اولیه و تعابیر عامیانه چه تابلوی بسیار زیبایی را به تصویر کشیده که کلام زرین آن را باید در قاب وجود خویش حفظ و نگهداری کنیم و همیشه چشم به زیبایی خیره کننده آن بدوزیم :

حافظ می خواهد بگوید : « به تیری که چله کمان رها شده با دقت نگاه کنید که یک چوب معمولی که توان پرواز و اوج گرفتن در فضا در ذات او تعبیع نشده اما نیرویی او را به حرکت در آورده و در فضا اوج پیدا کرده ، اما این اوج گرفتن موقتی است تا حدی که نیروی وارد شده بر آن مؤثر است اما به محض کاهش اثر نیروی پشتیبانی از حرکت بازمی ایستد و به زمین فرود می آید. او با به کار بردن این تمثیل ساده ، زیبا ، عینی و ملموس پیام والاتری را می خواهد ابلاغ کند و آن این است که : تیر پرتاب پده متأثر از نیروی پشتیبان را دیدی که پایانی جز سقوط و به خاک نشستن نداشت پس دقت کن اگر روزی پر و بالی به تو دادند ، فرصت هایی در اختیار تو نهادند و به تو میدان دادند تا چند صباحی در عرصه قدرت جولان دهی و خدت هم می دانی که به خاطر ارزش وجودی خودت نبود ، از طریق حقیقت و راستی منحرف نشوی زیرا همه عاریتی بوده و سرانجامی جز « به خاک نشستن » در انتظارت نیست. و این یاد آور قطعه ای از « ابن یمن » است آن جا که می گوید :

بهترین مراتب آن باشد – کو به فضل و هنر بدست آید.

رتبتی کان نباشد استحقاق زودش اندر بنا شکست آید

اینها نمونه هایی از ادبیات غنی ماست که سرشار از خکمت و درس زندگی.

بر ماست که از آن ها درس بگیریم و در زندگی به کار بندیم.

صفی الله غلامی

نشريه هزاربند - بهار و تابستان 88


تیر پرتابی | ورود/ایجاد حساب کاربری | 0 نظر ارسال شده است
ما در قبال نظرات پاسخگو نیستیم.

کلیه حقوق این سایت متعلق به دهاتی Dehatico می باشد