|
تیر پرتابی
به بال و پر مرو از ره که تیر پرتابی
هوا گرفت زمانی ولی به خاک نشست
حافظ شاعر عارف و از بردارنده قرآن در چهارده روایت است. در
شعر او عشق و عرفان و اخلاق موج می زند گاهی هم رندانه سخنان
طنزآمیز می گوید اما این ها همه زوایای شعر و شخصیت او را بیان
نمی کند و تنها جمله ای که در مورد وی می توان گفت این است که
وی : « حافظه ملت ما و بیان کننده ابعاد مختلف زندگی ماست »
اما هدف ما بررسی شعر حافظ یا « حافظ شناسی » نیست بلکه می
خواهیم در این مقاله مختصر به شرح بیت مطلع این گفتار بپردازیم
که اگر چه در هفتصد سال پیش این سخن گفته شده اما طاوت و حلاوت
آن به گونه ای است که مخاطب وی انسان های همه عصرهاست.
ابتدا مفردات اصلی آن را مشخص می کنیم :
1- بال و پر
2- از راه رفتن
3- تیر پرتابی
4- هوا گرفتن
5- به خاک نشستن
حال به توضیح موارد یاد شده می پردازیم.
الف) بال و پر : برگرفته از فرهنگ متداول عامه که به صورت «
بال و پر دادن » هنوز رایج است و مراد از آن حمایت کردن ، نیرو
دادن ، میدان دادن و تقویت کردن است.
اصولاً در مواردی به کار می رود که فرد فی نفسه از توان لازم
در انجام امور برخوردار نیست یا شایستگی پذیرفتن مسئولیت و
وظایف سنگین را نداشته و با فراهم شدن « شرایط خاص » به صحنه
آمده و میدان داری می کند.
ب) از راه رفتن : ترکیبی است که به واسطه حرف اضافه « از »
ساخته شده و محتمل دو مفهوم است و اصطلاحاً « ایهام » دارد. دو
معنایی که کاملاً مخالف یکدیگرند ؛ معنی اول : حرکت در مسیر و
راه و خارج نشدن از آن است.
معنی دوم کاملاً برعکس است یعنی از راه منحرف شدن ، طغیان و
سرکشی کردن که در اینجا معنی دوم بیشتر مد نظر است.
ج) تیر پرتابی : تیر پرتاب شده ، در خصوص تیر یادمان باشد که
به خودی خود قادر به حرمت نیست ، نیرویی آن را پرتاب می کند هر
چه نیروی وارد شده بیشتر باشد ، مسافت بیشتری را طی می کند اما
چون پرواز استعداد ذاتی وی نیست تا یک محدوده ای می پرد اما
سرانجام قوسی نزولی را طی خواهد کرد و از حرکت باز خواهد
ایستاد. گاهی نیز برای اینکه مسافت بیشتری را در خط مستقیم طی
کند پرهایی که انتهای آن نصب می کردند و این همان پر و بال
دادن است.
د) هوا گرفتن ( پرواز کردن ) : به معنای اوج پیدا کردن است و
مجازا به معنای دست یابی به قدرت و موقعیت و امکانات است و به
عبارت ساده تر عرض اندام ، ابراز توانمندی و میدان داری کردن و
به اوج قدرت رسیدن است.
هـ) به خاک نشستن : به مفهوم فرود آمدن به زمین ، هبوط و سقوط
و توسعاً به معنای ساقط شدن از قدرت ، از دست دادن توانایی است
و اصولاً دارای مفهوم کنایی ادبار بخت نیز هست.
حال ببینیم از این مواد اولیه و تعابیر عامیانه چه تابلوی
بسیار زیبایی را به تصویر کشیده که کلام زرین آن را باید در
قاب وجود خویش حفظ و نگهداری کنیم و همیشه چشم به زیبایی خیره
کننده آن بدوزیم :
حال ببینیم از این مواد اولیه و تعابیر عامیانه چه تابلوی
بسیار زیبایی را به تصویر کشیده که کلام زرین آن را باید در
قاب وجود خویش حفظ و نگهداری کنیم و همیشه چشم به زیبایی خیره
کننده آن بدوزیم :
حافظ می خواهد بگوید : « به تیری که چله کمان رها شده با دقت
نگاه کنید که یک چوب معمولی که توان پرواز و اوج گرفتن در فضا
در ذات او تعبیع نشده اما نیرویی او را به حرکت در آورده و در
فضا اوج پیدا کرده ، اما این اوج گرفتن موقتی است تا حدی که
نیروی وارد شده بر آن مؤثر است اما به محض کاهش اثر نیروی
پشتیبانی از حرکت بازمی ایستد و به زمین فرود می آید. او با به
کار بردن این تمثیل ساده ، زیبا ، عینی و ملموس پیام والاتری
را می خواهد ابلاغ کند و آن این است که : تیر پرتاب پده متأثر
از نیروی پشتیبان را دیدی که پایانی جز سقوط و به خاک نشستن
نداشت پس دقت کن اگر روزی پر و بالی به تو دادند ، فرصت هایی
در اختیار تو نهادند و به تو میدان دادند تا چند صباحی در عرصه
قدرت جولان دهی و خدت هم می دانی که به خاطر ارزش وجودی خودت
نبود ، از طریق حقیقت و راستی منحرف نشوی زیرا همه عاریتی بوده
و سرانجامی جز « به خاک نشستن » در انتظارت نیست. و این یاد
آور قطعه ای از « ابن یمن » است آن جا که می گوید :
بهترین مراتب آن باشد – کو به فضل و هنر بدست آید.
رتبتی کان نباشد استحقاق زودش اندر بنا شکست آید
اینها نمونه هایی از ادبیات غنی ماست که سرشار از خکمت و درس
زندگی.
بر ماست که از آن ها درس بگیریم و در زندگی به کار بندیم.
صفی الله
غلامی
نشريه
هزاربند - بهار و تابستان 88 |